هستی
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
مصارف بوس مردی به همسرش این گونه نوشت: عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم. عشق تو همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد: عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم. ریز هزینه ها: 1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم. 2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم. 3..صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد. 4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابراین من آیتم های دیگری به او دادم. 5.سایر موارد 40 بوس. نگران من نباش…هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا آخر این ماه با اون سر کنم. داستان عاشقانه ی یک شعر شعری زیبا از مهرداد اوستا وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده. این داستان رو در ادامه مطلب بخونید ... A,B,C,D,E,F,G,H, _ ,J,K,L,M,N,O,P,Q,R,S,T,U,V,W,X,Y,Z دنبال I نگرد ! چون فدای U شده !!! رفاقت مثل ساختن آدم برفیه ، ساختنش راحته ولی نگه داشتنش سخته . . . در زندگی اختیار بادها دست ما نیست ، ولی اختیار بادبانها دست ماست ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم . عاشقش بودم عاشقم نبود
وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد. هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود دیگری هم بود . همه با هم بودند . و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم . از دارایی ، از آبرو ، از هستی . انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست . هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما . و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن . و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم . هنر دیگری نبودن حرفهای یک دل بیا در كوچه باغ شهر احساس شكست لاله را جدی بگیریم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم
كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم
مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم
چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم
بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم
نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم
جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم
به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم
وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟
ادامه مطلب




اگر نیلوفری دیدیم زخمی برای قلب پر دردش بمیریم
بیا در كوچه های تنگ غربت برای هر غریبی سایه باشیم
بیا هر شب كنار نور یك شمع به فكر پیچك همسایه باشیم
بیا ما نیز مثل روح باران به روی یك رز تنها بباریم
بیا در باغ بی روح دلی سرد كمی رویا ی نیلوفر بكاریم
بیا در یك شب آرام و مهتاب كمی هم صحبت یك یاس باشیم
اگر صد بار قلبی را شكستیم بیا یك بار با احساس باشیم
بیا به احترام قصه عشق به قدر شبنمی مجنون بمانیم
بیا گه گاه از روی محبت كمی از درد لیلی بخوانیم
بیا از جنگل سبز صداقت زمانی یك گل لادن بچینیم
كنار پنجره تنها و بی تاب طلوع آرزوها را ببینیم
بیا یك شب به این اندیشه باشیم چرا این آبی زیبا كبود است
شبی كه بینوا می سوخت از تب كنار او افق شاید نبوده ست
بیا یك شب برای قلبهامان ز نور عاطفه قابی بسازیم
برای آسمان این دل پاك بیا یك بار مهتابی بسازیم
بیا تا رنگ اقیانوس آبیست برای موج ها دیوانه باشیم
كنار هر دلی یك شمع سرخست بیا به حرمتش پروانه باشیم
بیا با دستی از جنس سپیده زلال اشك از چشمی بشوییم
بیا راز غم پروانه ها را به موج آبی دریا بگوییم
بیا لای افق های طلایی بدنبال دل ماهی بگردیم
بیا از قلبمان روزی بپرسیم كه تا حالا در این دنیا چه كردیم
بیا یك شب به این اندیشه باشیم به فكر درد دلهای شكسته
به فكر سیل بی پایان اشكی كه روی چشم یك كودك نشسته
به فكر اینكه باید تا سحرگاه برای پیوند یك شب دعا كرد
ز ژرفای نگاه یك گل سرخ زمانی مرغ آمین را صدا كرد
به او یك قلب صاف و بی ریا داد كه در آن موجی از آه و تمناست
پر از احساس سرخ لاله بودن پر از اندوه دلهای شكیباست
بیا در خلوت افسانه هامان برای یك كبوتر دانه باشیم
اگر روزی پرستو بی پناهست برای بالهایش لانه باشیم
بیا با یك نگاه آسمانی ز درد یك ستاره كم نماییم
بیا روزی فضای شهرمان را پر از آرامش شبنم نماییم
بیا با بر گ های گل سرخ به درد زنبقی مرهم گذاریم
اگر دل را طلب كردند از تو مبادا كه بگویی ما نداریم
بیا در لحظه های بی قراری به یاد غصه مجنون بخوابیم
بیا دلهای عاشق را بگردیم كه شاید ردی از قلبش بیابیم
بیا در ساحل نمناك بودن برای لحظه ای یكرنگ باشیم
بیا تا مثل شب بوهای عاشق شبی هم ما كمی دلتنگ باشیم
كنار دفتر نقاشی دل گلی از انتظار سرخ رویید
و باران قطره های آبیش را به روی حجم احساس پاشید
اگر چه قصه دل ها درازست بیا به آرزو عادت نماییم
بیا با آسمان پیمان ببندیم كه تا او هست ما هم با وفاییم
بیا در لحظه سرخ نیایش چو روح اشك پاك و ساده باشیم
بیا هر وقت باران باز بارید برای گل شدن آماده باشیم
| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |



















